Admin Logo
themebox Logo
من وتنهایی
نویسنده :eghlima
تاریخ:سه شنبه 26 اردیبهشت 1391-01:31 ب.ظ

گل فراموشم مکن!!

عاشقی محنت بسیار کشید

تا لب دجله به معشوقه رسید

 نشده از گل رویش سیراب

که فلک دسته گلی داد به آب

 نازنین چشم به شط دوخته بود

فارغ از عاشق دل سوخته بود

گفت: به به! چه گل رعنا ئیست

 لایق دست چو من زیبائیست

 زین سخن عاشق معشوقه پرست

جست در آب چو ماهی از شست

 خوانده بود این مثل آن مایهء ناز

"که نکویی کن و در آب انداز"

 باری آن عاشق بیچاره چو بط

دل به دریا زد و افتاد به شط

 دید آبی ست فراوان ودرست

به نشاط آمد ودست از جان شست

 دست وپایی زد و گل را بربود

سوی دلدارش پر تاب نمود

 گفت: کای آفت جان سنبل تو

ما که رفتیم بگیر این گل تو

 بکنش زیب سر, ای دلبر من

 یاد آبی که گذشت از سر من

 جز برای دل من بوش مکن

عاشق خویش فراموش مکن

 خود ندانست مگر عاشق ما

 که ز خوبان نتوان جست وفا

 عاشقان را همه گر آب برد

 خوبرویان همه را خواب برد.

"ایرج میرزا"





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :eghlima
تاریخ:سه شنبه 26 اردیبهشت 1391-01:46 ق.ظ

شاید.....

فراموشم نکن!!!

  شاید سالها بعد، در گذر جاده ها

  بی تفاوت از کنار هم بگذریم...

و بگویی :

  این غریبه چقدر شبیه خاطرات من است...!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :eghlima
تاریخ:دوشنبه 25 اردیبهشت 1391-11:13 ق.ظ

گفتن نتوانم

دارم سخنی با تو و گفتن نتوانم

 این درد نهان‌سوز، نهفتن نتوانم

  تو گرم سخن گفتن و از جام نگاهت

 من مست چنانم که شنفتن نتوانم

   شادم به خیال تو چو مهتاب، شبانگاه

 گر دامن وصل تو گرفتن نتوانم

   چون پرتو ماه آیم و چون سایه دیوار

 گامی به سر کوی تو رفتن نتوانم

  دور از تو، من سوخته در دامن شبها

 چون شمع سحر، یک مژه خفتن نتوانم

  فریاد ز بی‌مهریت ای گل که در این باغ

 چون غنچه پاییز، شکفتن نتوانم

 ای چشم سخنگوی، تو بشنو ز نگاهم

 دارم سخنی با تو و گفتن نتوانم!!!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :eghlima
تاریخ:جمعه 22 اردیبهشت 1391-07:15 ب.ظ

کاش.....!

کاش مردان حرمت مرد بودنشان را بدانند و زنان شوکت زن بودنشان را؛

کاش مردان همیشه مرد باشند و زنان همیشه زن!

آنگاه هر روز نه روز زن ، نه روز مرد ، بلکه روز انسان است.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :eghlima
تاریخ:دوشنبه 11 اردیبهشت 1391-08:15 ق.ظ

نشانی از من

درکوچه پس کوچه های دیار دل ایستاده ام

 به تماشا ، به نظاره

 درجستجوی مسافری غریب

 که در خاطره ها جا مانده

 سراغش را از یادها وخاطره ها گرفتم

 نسیمی گفت:

 که در دیروز آرمیده است

 اگر نشانی از او می خواهی

فردا در غروب خورشید

 بر خلوت تنهایی خویش نهیب زن

 شاید که بیدار شود ، شاید . . .!!!!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :eghlima
تاریخ:پنجشنبه 7 اردیبهشت 1391-12:56 ب.ظ

بهشت

فانوس!

ای به جان خاموش

ای به لب افسوس

با تو می خواهم

شعله ای از آتش دیگر

تا شبی روشن تر از هر تابش دیگر

راه تو تا لحظه ی بدرود

راه من تا آستان او

چند گامی مانده تا پایان

می شود پیدا سواد شهر نا پیدا کرانش زود.

 

خواب و خاموشی

بستری از خاک و خاکستر

وز هراسان چشمه ها کوثر

حور:طوفان های بی پروا

ابرها:غلمان

ریشه ی پوینده ی طوبی نوازشگر

نیست کس را با کسی کاری

نه کسی را از کس آزاری!!

خواب

              خاموشی

                              فراموشی.





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :eghlima
تاریخ:چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391-12:40 ب.ظ

!!!

روی بالشی که از مرگ پرنده ها پراست

نمی توان خواب پرواز دید......!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :eghlima
تاریخ:یکشنبه 3 اردیبهشت 1391-01:09 ب.ظ

رسم زندگی

می گویند رسم زندگی چنین است:

 می آیند....

می مانند.....

عادت می دهند.....

و می روند.

و تو خود می مانی و تنهاییت

رسم ما نیز چنین شد

آمدیم...

ماندیم ....

عادت کردیم

و حال که وقت رفتن است

می فهمیم که چه تنهاییم

و رفتنی شدیم

برگشته ایم تا چند سطر ترانه ی دلتنگی سر دهیم.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :eghlima
تاریخ:جمعه 1 اردیبهشت 1391-04:00 ب.ظ

نقاب

نقابم را به صورتم میزنم

تا اشكهایم را بپوشانم

هر روز صبح همین كار را میكنم

چون میخواهم اشكهایم را پنهان كنم.

 این جنگی ست كه هر روز صبح داریم

در حالی كه شبها گریه میكنیم

صبحها باید همه ی غصه هایمان را فراموش كنیم.

 غمگینم و در خودم فرو رفته ام

در حالی كه ذهنم درگیر افكار خودش است

شاید فقط دزدكی به سایه ها نگاهی بیندازم

هرچند كه آن هم برایم راحت نیست.

 "شب" مرا مجروح كرده است

از بدنم خون جاری ست

دارم فكر میكنم كه

همه چیز را رها كنم و بروم.

 آدمهای زیادی هستند كه شبها گریه میكنند

و دوباره صبح فردا میجنگند......

"نقابت را به صورتت بزن

فراموش نكن كه باید هر روز این كار را بكنی!!"




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :eghlima
تاریخ:جمعه 1 اردیبهشت 1391-11:35 ق.ظ

مرا با خودت ببر

مرا با خودت ببر

خسته ام

 از این همه بی کسی

 از این هیاهو

 و این هجوم

 از این خلا

و این بی وزنی

کجاست؟

 آن همه جذبه ، جاذبه

 چه شد؟

 آن احساس

 قانون تثبیت

 و تو؟

سبک شدنم را ببین

 ببین و لذت ش را از خود دریغ نکن

 مرا با خودت ببر

 تا بیش از این، از تو خالی نشده ام




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :eghlima
تاریخ:پنجشنبه 31 فروردین 1391-01:36 ب.ظ

راضی کردن زنها

ملا دو زن داشت و سعی میکرد هردو را راضی نگه دارد.

روزی یکی از زنها از ملا پرسید: کدامیک از ما را بیشتر دوست داری؟

ملا گفت: هر دوی شما را یک اندازه دوست دارم.

اما زنها رضایت نداده و زن جوانتر پرسید: اگر روزی در حین قایق

سواری ،ما زنها در دریا بیفتیم شما کدامیک را اول نجات میدهید؟

ملا که مانده بود چه بگوید رو به زن پیرتر کرد و گفت:

فکر کنم شما کمی شنا بلد باشید!!!!!!؟؟




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :eghlima
تاریخ:پنجشنبه 31 فروردین 1391-01:30 ب.ظ

شرمساری

طبیبی را دیدند که هر گاه به گورستان رسیدی ردا بر سر کشیدی .

از سبب آن سوال کردند . گفت : از مردگان این گورستان شرم می

دارم : زیرا بر هر که می گذرم شربت من خورده است و در هر که

می نگرم از شربت من مرده است !





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :eghlima
تاریخ:چهارشنبه 30 فروردین 1391-12:38 ب.ظ

هر چند....

هر چند كه این فاصله ی سخت و مجازی

دستان تو را از منِ دلخسته گرفته

هر چند كه رویای قشنگ شب پرواز

از سینه ی پر حسرت من پر زده رفته

 هر چند كه زیبایی ِ دیدار نگاهت

در هاله ای از گنگی ِ تردید نهفته

هر چند كه چندی است كه جادوی نگاهی

از باور تو با دل من هیچ نگفته

هر چند كه ایمان تو را سایه ی شومی

از قلب من ِ سركش ِ دیوانه گرفته

هر چند كه جادوی غریبانه ی این عشق

تا باور تو یك قدم ساده نرفته

 اما دل من باز وفادارترین است

بر عشق و تو و هرچه كه از عشق برآید

دیوانه دلم باز اسیر هیجانی است

تا از دل تو ، از دل سنگ تو سراید!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :eghlima
تاریخ:سه شنبه 29 فروردین 1391-06:35 ب.ظ

روز و شب

مانده ام در حسرت بالا بلایی روز و شب

جان دهم از دوری دیر آشنایی روز و شب

 هر سحر نام تو را با سوز دل سر داده ام

 تا مگر بر تو رسد از من صدایی روز و شب

 عاشقانه کو به کو شهر شما را گشته ام

 تا بیابم شاید از تو، رد پایی روز و شب

 دلخوشم با خاطرات هر شب تو روزها

 بی تو دارم با دل خود ماجرایی روز و شب

 پیش رویم قاب عکسی از تو دارم ماه من

 روز و شب با یاد تو، دارم صفایی روز شب




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :eghlima
تاریخ:سه شنبه 29 فروردین 1391-11:34 ق.ظ

یاد تو

هیـچ جـز یـاد تـو ، رویای دلاویـزم نـیست

هیـچ جـز نـام تـو ، حـرف طـرب انگـیزم نـیست!

عـشق می ورزم و می سـوزم و فـریـادم نـه!

دوست می دارم و می خـواهـم و پـرهـیزم نـیست.

نـور می بـیـنم و می رویـم و می بـالم شـاد ،

شاخه می گـستـرم و بـیـم ز پـائـیـزم نـیست.

تـا به گـیتی دل ِ از مهـر تـو لبـریـزم هـست

 کـار با هـستی ِ از دغـدغـه لـبریـزم نـیست

بخـت آن را کـه شـبی پـاک تـر از بـاد ِ سـحر ،

بـا تـو ، ای غـنچه نشکـفـته بـیامیـزم نـیست.

 تـو بـه دادم بـرس ای عـشق ، که با ایـن هـمه شـوق

 چـاره جـز آنکـه به آغـوش تـو بگـریـزم نـیست.





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




  • تعداد صفحات :28
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic