Admin Logo
themebox Logo
من وتنهایی
نویسنده :eghlima
تاریخ:پنجشنبه 3 فروردین 1391-03:27 ق.ظ

خیال آمدنت...

خیال آمدنت دیشبم به سر می زد

نیامدی که ببینی دلم چه پر می زد

 به خواب رفتم و نیلوفری بر آب شکفت

خیال روی تو نقشی به چشم تر می زد

شراب لعل تو می دیدم و دلم می خواست

هزار وسوسه ام چنگ در جگر می زد

  دریچه ای به تماشای باغ وا می شد

دلم چو مرغ گرفتار بال و پر می زد

 تمام شب به خیال تو رفت و ، می دیدم

که پشت پرده ی اشکم سپیده سر می زد




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :eghlima
تاریخ:سه شنبه 1 فروردین 1391-08:47 ق.ظ

بهار عروس فصل هاست

بهار, این عروس فصل ها از راه رسید

تا باز با سر انگشتان معجزه گرش, زمین را خلعت سبزی و خرمی بپوشاند.

ورود بهار را به دل هایتان آرزومندم!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :eghlima
تاریخ:سه شنبه 1 فروردین 1391-08:44 ق.ظ

بهار

شبنمی آهسته از چشمان برگ

می چکد بر دامن رنگین خاک

گل می افشاند به چشم آفتاب

ناز خندی خوابناک.

ناگهان از جای می خیزد نسیم

شاد می رقصد میان شاخسار

گفت و گویی نرم می لغزد به گوش:

"هان, بهار؟"

"آری, بهار!!"




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :eghlima
تاریخ:شنبه 27 اسفند 1390-06:40 ب.ظ

آوای ماندگار

بر روی یک شاخه گل رز

پرنده  آوازی زیبا و دلنشین خواند

سر تا سر مملوء از سکوت باغ را

فریاد شادی در بر گرفت....

 ***************

وقتی گل رز از بین رفت

نه ردی از آن بجای ماند

نه رنگی....

و نه بوی دل انگیزی....

****************

اما وقتی پرنده رفت 

طنین آوازش در سراسر باغ

و در گوش همه بجای ماند!!!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :eghlima
تاریخ:جمعه 26 اسفند 1390-08:50 ق.ظ

یاد روزهای کودکی بخیر.

"فقط اینقدر تا عید مونده!!!!"


یاد روزهای کودکی بخیر.

 نزدیک عید نوروز که می شد روزها رو می شمردیم تا

زودتر عید بیاد و ما لباس های جدید و تازه بپوشیم

دلم  هوای اون روزها رو کرده!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :eghlima
تاریخ:چهارشنبه 24 اسفند 1390-11:07 ق.ظ

در دلم اندوهیست ...

در دلم اندوهیست مثل یک کوه بزرگ

 و چه سنگین باری روی این شانه بی حوصله ام می افتد

 بردباری من از نا شکیبایی من کمتر نیست ؛ اما

 با تو گویم دل من :

 هیچ دردی از این بدتر نیست که تو

 دوست بداری همه مردم را

 لیک هیچ دل نتپد بهر تو

در هیچ کجا . . .




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :eghlima
تاریخ:چهارشنبه 24 اسفند 1390-10:14 ق.ظ

سخنی از رابرت اینگرسول

بگذارید بنام انسان زندگی کنیم!!!

 بگذارید آنانی که در جست‌وجوی حقیقت طبیعت بودند

و هرگز انسان‌های دیگر را اعدام نکردند را بیاد بیاوریم.

 ستاره‌شناسان و شیمی‌دان‌ها هرگز زنجیرهای آهنین به

هم نبافتند، هرگز حفره‌ی تاریک زندان نساختند.

 زمین‌شناسان هرگز ابزاری برای شکنجه و آزار ابداع

نکردند.

 فیلسوفان تئوری‌های حقیقی و حقیقت را با سوزاندن

همسایگانشان به مردم ارائه ندادند.

 آزاداندیشان و دگراندیشان برجسته فقط برای نیکی

مردمان و انسان‌ها زیسته‌اند.





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :eghlima
تاریخ:سه شنبه 23 اسفند 1390-09:00 ق.ظ

می خواهم دل به دریا بزنم....

میگویند تا عاشق نباشی نمی توانی به دریا بیندیشی و دریا را بفهمی

ما همیشه از ساحل به دریا نگاه کرده ایم

و گام هایمان به عبوری ساده از کنار موج ها رضایت داده است

عبوری که هرگز نمی تواند حتی لحظه ای از آنچه را که در دریا می گذرد برایمان به تصویر کشاند

براستی چه راز شگرفی در دریا نهفته است که موج ها بیقرارانه خود را به ساحل میکشانند

و سر بر صخره ها میکوبند و در صمیمیتی زلال,آواز های شرجی خود را به گوش جان می سپارند

این تداوم و تلاطم شکوه و عاشقانه در چیست؟!

چگونه می توان مایه ی این همه بیقراری را جستجو کرد!!

دریا حضور عاشقانه ایست که با شیفتگانش سر بازی ها دارد.

میخواهم عاشق شوم,دل را به دریا بزنم

میخواهم دریایی شوم و ساحل را به ساحل نشینان بسپارم......




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :eghlima
تاریخ:دوشنبه 22 اسفند 1390-08:00 ق.ظ

یاد تو هنوز اینجاست....!!!

تو مرا از رویای خود بیرون راندی

 چه گریه ها که نکردم....

گفتی باشد بمان اما....!!نه آنگونه که قبلا"بودی

و آنوقت بود که برای یک لحظه با تمام وجودم

احساس کردم آشفتگی آدم و حوا را

آن زمان که از بهشت رانده شدند و سرگردان روی زمین.....ماندند.

سرگردانی حال خوشی نیست,خوب میدانی!

خواستم بمانم,اما در صدایت....

حس ماندن نیافتم

زودتر رفتم پیش از آنکه تو بگویی برو

حالا به یاد آنروز ها با تنهایی دمسازم

روزها می روند,اما نمیدانم چرا

یاد تو هنوز اینجاست....!!!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :eghlima
تاریخ:شنبه 20 اسفند 1390-08:20 ق.ظ

"این متن را جدی بگیریم"

فرزند عزیزم:

آن زمان که مرا پیر و از کار افتاده یافتی،

اگر هنگام غذا خوردن لباسهایم را کثیف کردم ویا نتوانستم لباسهایم را بپوشم

اگر صحبت هایم تکراری و خسته کننده است

صبور باش و درکم کن

یادت بیاور وقتی کوچک بودی مجبور میشدم روزی چند بار لباسهایت را عوض کنم

برای سرگرمی یا خواباندنت مجبور میشدم بارها و بارها داستانی را برایت تعریف کنم...

وقتی نمیخواهم به حمام بروم مرا سرزنش و شرمنده نکن

وقتی بی خبر از پیشرفتها و دنیای امروز سوالاتی میکنم،با تمسخر به من ننگر

وقتی برای ادای کلمات یا مطلبی حافظه ام یاری نمیکند،فرصت بده و عصبانی نشو

وقتی پاهایم توان راه رفتن ندارند،دستانت را به من بده...همانگونه که تو اولین قدمهایت را کنار من برمیداشتی....

زمانی که میگویم دیگر نمیخواهم زنده بمانم و میخواهم بمیرم،عصبانی نشو..روزی خود میفهمی

از اینکه در کنارت و مزاحم تو هستم،خسته و عصبانی نشو

یاریم کن همانگونه که من یاریت کردم

کمک کن تا با نیرو و شکیبایی تو این راه را به پایان برسانم

فرزند دلبندم،دوستت دارم!!!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :eghlima
تاریخ:جمعه 19 اسفند 1390-04:15 ب.ظ

الهی...!

الهی!

جاده ی زندگیم بسی نا هموار شده

گویی دنیا جلوی پاهایم فرو ریخته

بگذار ساده بگذرم از این جاده ی پست

دستم را به سویت دراز کرده ام

دستم را به دست مهربانت گره بزن

تا تراوش کند نیروی محبت و عشقت به روح من

تا به آرامش برسم و یک بار دیگر کامل شوم

در قلبم آرزو ها بسیار است

اگر...اما نجات پیدا کنم از تیرگی های دلم

و به راحتی بگذرم

از این جاده ی پر فراز و نشیب

می رسم به اوج آرامش و ایمان که فراتر از هر دلیل و منطقی ست.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :eghlima
تاریخ:جمعه 19 اسفند 1390-07:40 ق.ظ

مرگ شعله ها

در میان گونه گونه مرگ ها

تلخ تر مرگی ست، مرگ برگ ها

زان که در هنگامه ی اوج و هبوط

تلخی مرگ ست با شرم سقوط

وز دگر سو٬ خوش ترین مرگ جهان٬

زانچه بینی٬ آشکارا و نهان

رو به بالا و ز پستی ها رها

خوش ترین مرگی ست، مرگ شعله ها . . .





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :eghlima
تاریخ:جمعه 19 اسفند 1390-07:15 ق.ظ

!!!!

گاه پرندگان آنقدر سرگرم دانه چیدن می شوندکه

پرواز را فراموش و آسمان را از یاد می برند,گاهی پرتاب

سنگی کوچک, یاد آور پرواز و آسمان است ......





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :eghlima
تاریخ:پنجشنبه 18 اسفند 1390-02:25 ب.ظ

غم انگیز....

موضوع غم انگیز در خصوص زندگی ، کوتاه بودن آن

نیست

 بلکه غم انگیز آن است که ما زندگی را خیلی دیر شروع

می کنیم . . .





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :eghlima
تاریخ:چهارشنبه 17 اسفند 1390-07:45 ب.ظ

!!!!!!

بگذار روزگار هرچقدر میخواهد پیله کند چه باک،

وقتی یقین داریم که پروانه میشویم . . .





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




  • تعداد صفحات :28
  • ...  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • ...  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic